ميرزا محمد حيدر دوغلات

381

تاريخ رشيدى ( فارسي )

كه هيچكس به گرد ايشان نرسيد . پادشاه در سمرقند و خان در اندجان استقلال يافتند و شاه اسماعيل برگشته به عراق رفت و كابل و غزنين را پادشاه به سلطان ناصر ميرزا كه برادر خرد پادشاه بود داد و اوزبك به تمامة در تركستان جمع شدند و باقى حالات بعد از اين « 1 » مشروح گردد ، ان شاء اللّه تعالى . سابقا تقرير يافته است كه خان و سلطان خليل سلطان كه متعاقب به اندجان در آمدند ، « 2 » 242 سلطان خليل سلطان را پسر مرضعى بود بابا سلطان نام مانده بود و آن حرم خان كه سابقا مذكور شد به وقتى كه خان را خواجه على بهادر اوزبك 243 گريزانيد ، وى حامله بود ، به دست اوزبك افتاد . بعد از اندك زمانى وضع حمل كرد ، پسرى بود ، ( 167 ر ) خان به كابل رسيدند ، 244 اين خبر رسيد . پادشاه به خان گفتند ، چون نام نامى شما سعيد است ، اگر او را عبد الرشيد نام كنند مناسب مىنمايد . خان همان نام مقرر داشت و اين هر دو را كه بابا سلطان ابن سلطان خليل سلطان و عبد الرشيد خان ابن سلطان سعيد خان باشند ، توتوق خانيم بنت سلطان محمود خان كه در ويرانى تاشكند به جانى بيگ سلطان افتاده بود كه مذكور شده است ، نگاه داشت ، چون جنگ توتلوق و فتح آن واقع شد متعاقب اينها ، اوزبك از ولايت فرغانه بدر رفت ، اين هر دو سلطان را به خان آوردند و ذكر اين هر دو سلطان بعد از اين به شرح مىآيد . چون نسق سخن به وقايعى كه ميان خان و ميرزا ابابكر وقوع يافته است منشق گشته است اگر تقرير احوال ميرزا ابابكر مجملا تحرير نيابد ، گزارش حكايت منقح نمىگردد . « 3 » مجمل احوال نسب ميرزا ابابكر امير سيد على كه سيوم جد اين كمينه و احوال وى در « تاريخ اصل » به شرح خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى ، او را دو فرزند خلف بود ، يكى سانسيز « 4 » ميرزا كه مادرش از طبقه امراى جراس بود و يكى محمد حيدر ميرزاست كه جد بنده است كه نام ايشان را تيمنا و

--> ( 1 ) . نگ : باقى حالات مثلا كيفيت آمدن خان و سلطان خليل سلطان متعاقب يك‌ديگر به اندجان بعد از اين . ( 2 ) . نگ : - سابقا تقرير . . . درآمدند . ( 3 ) . نگ : + فصل بيست و هفتم . ( 4 ) . نگ : سانيز .